کوروش کمپانی کیست؟
امیر حسین شریفیان متولد ۱۳۷۵
مالک شرکت کوروش پردازان آی سا
با نام تجاری کوروش کمپانی
سرباز نیروی زمینی که از سال ۱۴۰۰ تا کنون سرباز فراری میباشد
اتهام وارده
تبلیغات گسترده توسط سلیبریتی ها جهت اعتماد مردم و اقدام به کلاهبرداری چند هزار میلیارد تومانی با فروش گوشی آیفون زیر قیمت با ادعای حذف واسطه ها.
طبق گزارش سردار حسین رحیمی رییس محترم پلیس امنیت قضایی، نامبرده به عنوان متهم اصلی پرونده، پیش از تشکیل پرونده از کشور متواری شده اما یکی از اعضای اصلی این شرکت در بازداشت به سر میبرد و دوتن از همکاران وی تحت تعقیب میباشند. همچنین پدر ایشان آقای فرزین شریفیان دستگیر شده و اموال انها توقیف شده است
لازم به ذکر است مجموعه ی کوروش کمپانی به دلیل انجام جرم ” کشف حجاب ” و در راستای اجرای قانون، یک بار پلمپ شده بود
نکته اصلی که این پرونده بسیار سوال برانگیز است این است که چطور مرجع ثبت شرکت ها به یک سرباز (سرباز فراری) اجازه ی ثبت شرکت داده ؟
بر اساس قانون ثبت شرکتها، اگر فردی بخواهد مدیرعامل، عضو هیئت مدیره یا بازرس یک شرکت باشد باید حتماً کارت پایان خدمت داشته باشد، اما اگر بهعنوان مثال این فرد (فردی که کارت پایان خدمت ندارد) بخواهد در مجموعهای سهامدار باشد از نظر قانون مشکلی ندارد.
در اینجا باید نهادهای مسئول و مربوطه بهصورت شفاف به افکار عمومی اعلام کنند که امیرحسین شریفیان در مجموعه “کوروش کمپانی” چهعنوانی داشته است تا اگر در روند ثبت شرکت تخلفی شده باشد با فرد متخلف برخورد شود چرا که حتی اگر شاکیان این پرونده به مال ازدسترفته خود دست پیدا کنند، اما این غفلت یا سهلانگاری باعث تشکیل یک پرونده با شاکیان متعدد بوده که سبب اشتغال دستگاه قضایی و به تبع آن بار مالی فراوانی شده است.
لزوم ورود مدعیالعموم در این مساله و پیگیری لازم جهت مسئولیت نهادهای نظارتی صنفی و دولتی در صدور مجوز و عدم کنترل و نظارت کافی و اهمال و قصور در این مورد را که مصداق بارز ترکفعل است، مشهود است لذا امیدواریم مورد کوروش کمپانی بررسی و نتیجه آن به مردم اعلام شود.
نگاهی به عملیات فریبکارانه ی شرکت کوروش کمپانی
شرکت کوروش کمپانی با فعالیت فروش گوشی موبایل آیفون، مدعی فروش گوشی موبایل آیفون با قیمت بیست میلیون تومان (درحالی که قیمت اصلی این گوشی بین ۳۵ تا ۴۰ میلیون تومان بود) بود و دلیل قیمت پایین آن را حذف واسطه ها عنوان کرده بود .
این شرکت برای جلب اعتماد مردم از چهرههای مشهور و صاحبنام ورزشی و هنری، برای تبلیغات خود استفاده میکرد.
افراد سرشناسی چون :
محسن افشانی، الهام حمیدی، الهام پاوهنژاد، مریم مومن، هادی ساعی، یوسف تیموری، محسن ابراهیمزاده، اکبر عبدی، منوچهر هادی، یوسف صیادی، رضا شفیعیجم و سید جواد هاشمی از دیگر سلبریتیهای تبلیغکننده این شرکت بودند.
البته همان زمان هم مدل فروش موبایل آن هم نصف قیمت بازار این شائبه را ایجاد میکرد که شرکت مذکور روش «شرکتهای پانزی» را در پیش گرفته است.
شرکت های پانزی شرکت هایی هستند که در قبال پولی که از مردم دریافت میکنن، بدون آنکه فعالیت اقتصادی انجام دهند، سود میدهند در واقع سود پرداختی همان پولهای دریافتی از مردم است که دست به دست میشود.
کاری که دقیقا مدیران شرکت کوروش کمپانی انجام دادند.
دریافت پول از مردم در قبال وعده ی پوشالی تحویل ظرف یک ماه و استفاده از چهره های شناخته شده ی مردمی جهت جلب اعتماد افراد و تنظیم قرارداد تحویل جهت محکم کاری.
برررسی ابعاد پرونده کوروش کمپانی از جهت حقوقی و فقهی
سوال اساسی که این روزها در فضای مجازی و به خصوص از مالباختگان مطرح میشود در مورد مسئولیت کیفری و حقوقی سلیبریتی هایی است که با ورود به این جریان سبب جلب اعتماد مردم شده اند هر چند برخی از آنان با بیان این نکته که خودشان دستخوش فریب قرار گرفته اند سعی در رفع مسئولیت خود از اتفاق اخیر شده اند .
“سلبریتیها” قانوناً مسئول جبران خسارت مالباختگان “کوروش کمپانی” هستند؟
مطابق با قوانین حقوقی و مدنی و همچنین مبتنی بر قواعد فقهی مشخص است که افراد سرشناس مورد بحث مسئولیت مدنی داشته و به طریقی شکایت مردم از آنان خالی از وجه نیست.
همچنین مسئولان صنفی و دولتی و مراجع نظارتی باید پاسخگو باشند.
از منظر کیفری چنانچه اشخاصی موجبات تشویق و تحریک و ترغیب و تسهیل وقوع جرم را فراهم آورند به شرط آنکه با مباشر اصلی جرم وحدت قطع داشته باشند به عنوان معاون جرم مجازات خواهند شد.( ماده ۱۲۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲)
البته طبق تبصره ماده ی فوق الذکر، اثبات جرم مذکور منوط به اثبات قصد مجرمانه سلبریتیها یعنی “شرط وحدت قصد و تقدم یا اقتران زمانی بینرفتار معاون و مرتکب جرم ” میباشد که در صورت فقدان احراز قصد مشترک با مجرم اصلی، مسئولیت کیفری آنها منتفی است.
اما مستند به ماده ۸ قانون مسئولیت مدنی و ماده ۷ قانون حمایت از حقوق مصرف کننده و ماده ۲ ایین نامه اجرایی همین قانون، سلیبریتی هایی که تبلیغ کوروش کمپانی را داشته اند دارای مسئولیت حقوقی و مدنی بوده و باید پاسخگو باشند.
همچنین با در نظر گرفتن قاعده ی حقوقی ” تلازم سود و زیان ” و از آنجا که افراد مشهور تبلیغ شرکت مذکور را تبرعا انجام نداده اند و در قبال آن پول و با امتیازی را دریافت کرده اند لذا مسئولیت ایشان در قبال خسارات مالباختگان محرز است.
“من له الغنم فعلیه الغرم”، یعنی هرکس که غنم و منفعت برای اوست، غرم و خسارت نیز بر عهده او خواهد.
از آنجا که افراد مشهور هنری و ورزشی در هر جامعه ای شناخته شده هستند دارای حقی مختص به خود هستند .یعنی امکان استفاده از جایگاهشان که قطعا بدون زحمت هم به دست نیامده حق آنان است اما این حق نباید مورد سوء استفاده و در جهت اغفال و فریب دیگران مورد استفاده قرار گیرد.
امروزه در سطح شهر شاهد بنرهای فراوان تبلیغاتی از این عزیزان هستیم و همچنین در رسانه ها شاهد طیف گسترده ای از تبلیغات توسط سلیبریتی ها میباشیم که در نگاه اول به جهت چهره بودن آنان اعتماد هر کسی نسبت به کالای مورد تبلیغ بیشتر میشود.
اما نباید فراموش کرد که در مقابل هر حقی قطعا تکلیف و مسئولیت وجود دارد و مطابق اصل 40 قانون اساسی هیچ کس نمیتواند اعمال حق خود را وسیله اضرار به غیر قرار دهد بنابراین تبلیغ کننده های کوروش کمپانیدارای مسئولیت مدنی میباشند.
همچنین قاعده مهم فقهی دیگری مطرح است تحت عنوان قاعده غرور به معنای فریفتن به این معنا که هرگاه فردی ظاهری فراهم آورد که دیگری به آن اعتماد کند و در نتیجه این اعتماد به وی لطمهای وارد آید غرور یعنی فریفته شدن محقق شده و بر مبنای این قاعده باید ضرر وارده جبران شود؛ بنابراین هرکس شخصی را به انجام کاری تحریک، ترقیب یا تشویق کند ولو اینکه قصد فریب نداشته باشد ضامن است و قاعده لاضرر همین معنا را ایفاد میکند.
در اینجا با توجه به اینکه عقلا، منطقا و عرفا تبلیغات اشخاص مشهور باعث برانگیختن اعتماد و تشویق به خرید شده است مسئولیت آنها مطرح است و باید خسارت وارده را جبران کنند. در واقع حمایت از حقوق مصرفکننده و برقراری نظم عمومی و جلوگیری از سوءاستفاده از تبلیغات و کسب سودهای کلان در مقابل تحمیل ضررهای عمده اقتضا دارد اشخاص مشهور و چهرههای تبلیغاتی که موجب فریب و ضرر اشخاص دیگر میشوند از مصادیق تبلیغات خلاف واقع و موجبات ضمان و مسئولیت مدنی تلقی میشود.
نمونه ای از عملکرد سازمان های نظارتی بر تبلیغات در کشورهای دیگر
از آنجا که خاصیت تبلیغات بزرگنمایی است و در صورتی میتواند به عنوان عنصری مثبت هدف تاکید کننده( تبلیغ کننده ) را به عرصه طهور برساند که بتواند رگ خواب ببینده یا شنونده را به دست آورد.
در جامعه کنونی به خاطر ضعف اقتصادی آحاد مردم و پایین آمدن قدرت خرید و از طرفی نیاز مبرم افراد به استفاده از تکنولوزی و ابزار وابسته به آن و همچنین کیفیت و قابلیت برخی برندها، طبیعیاست که افرادی جذب اینگونه تبلیغات میشوند.
این تبلیغات با پشتوانه ی شخصیت های معروف جامعه دارای اعتبار میشوند و همین عامل میتواند تهدیدی جدی برای قشر آسیب پذیر جامعه باشد.
با وجود افرادی چون کوروش کمپانی چنین تهدیدهایی به فرصت تبدیل شده که نتیجه اش سوای اشتغال قوه قضاییه، بار اقتصادی فراوانی است که بر دوش قوه ی قضاییه قراردمیگیرد و همچنین فشار روانی که بر جامعه تحمیل میشود و نهایتا باعث تضعیف عملکرد دولت در اداره ی امور جامعه که خود به تنهایی ضربه ای غیر قابل وصف است می شود .
با توجه به این موضوع، اهمیت رسیدگی و نظارتی دقیق و البته علمی از سوی مراجع نظارتی بر امر تبلیغات مبرهن است .
در آمریکا SEC در مورد تبلیغات مرتبط با اوراق بهادار و FTC که مربوط به تبلیغات مرتبط با تجارت فدرال است، دو آژانس اصلی فدرال هستند که به شکلی خاص بر تبلیغات نظارت دارند .
نظارت این دو آژانس از دو جهت میباشد
۱_ راستی آزمایی
۲_شیوه ی تبلیغ
در راستای فعالیت نظارتی این دو آژانس، تبلیغ کننده قبل از تبلیغ نسبت به مورد تبلیغ باید اطلاعات درست و دقیق داشته باشد و ملزم است مورد تبلیغ را صادقانه تعریف کند همچنین نسبت به عواقب اظهاراتش در خصوص معرفی مورد تبلیغ عالم میباشد .به عبارتی کاملا به مسئولیت خود در قبال مخاطبان اشراف دارد .
به عنوان مثال میتوان به شکایت کمیسیون تجارت فدرال از استیو گاروی با عنوان ” گمراه کننده بودن تبلیغات وی در مورد داروی مکمل کاهش وزن ” اشاره کرد .وی متهم به اظهارات خلاف واقع و مشارکت در فریب مردم شد و محکوم به پرداخت مبلغ ده میلیون دلار به کمیسیون تجارت فدرال شد .
اما نهایتا دادگاه با مقصر دانستن تبلیغ کننده ی اصلی، رای به نفع استیو گاروی صادر کرد و دلیل آن را نفی مسئولیت مستقیم تبلیغ به متهم بر شمرد.
در کشور هند نیز مرجع نظارت بر تبلیغات بسیار هوشمندانه و دقیق و سختگیرانه عمل میکند.
در نظام قانونی هند هر تبلیغی از سوی سلیبریتی ها انجام گیرد و معلوم شود تبلیغ نادرست بوده و اطلاعات غلط صرفا در جهت جذب مخاطب ارایه شده ، در وحله ی اول جریمه نقدی به ارزش پنجاه میلیون تومان و در صورت تکرار جریمه سه برابر خواهد شد و برای بار سوم پنج سال زندان برای سلیبریتی تعیین خواهد شد .
در چند روز گذشته شاهد تبلیغات گسترده ی ” کوروش کمپانی ” توسط عده ی کثیری از بازیگران، هنرمندان، ورزشکاران که دنبال کننده های کثیری در فضای مجازی دارند، بودیم از یک طرف بی توجهی نهادهای نظارتی در مورد مطروحه، آسیب جدی بر پیکره ی نظام ان هم در این برهه ی خاص و حساس بر جای گذاشت .
و از طرف دیگر سلیبریتی ها به عنوان چهره های مشهور جامعه با بی توجهی تمام نسبت به مسئولیت خود و همچنین بی اهمیتی در قبال طرفدارانشان نشان دادند که بسیاری از آنها کم سواد و حتی بی سواد هستند .
به جز دو نفر از آنان نسبت به از دست رفتن سرمایه ی مردم، هیچکدام هیچ واکنشی نشان ندادند.
این اتفاق شاید باعث خسارت مادی افراد بسیاری شد که با طناب پوسیده ی سلیبریتی ها به چاه افتادند اما امیدواریم تجربه ای شود و آگاهی را رقم زند.
آنچه حقیقت دارد، همسو نشدن با افرادی هر چند مشهور و معروف است که گاه و بیگاه پرچمدار حقیقت، شرافت و استقلال هستند .
اکنون نوبت سلیبریتی هاست.
ایا در قبال مردمی که شهرتشان را مدیون حضور و وجود تک تک آنها هستند، مسئولیت و خطای خود را میپذیرند و اقدام به جبران خسارت آنان میکنند یا نه؟
قضاوت با شماست.